خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

145

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

اعتبار عرض از آن‌جا كه هردو قضيه‌اى كه از يك جنس مىباشند در هر لوحى متناقض‌اند ، بر صادق و كاذب تقسيم مىشوند . اعتبار قطر موجبهء محصله با موجبهء معدوليه در يك صورت از نظر كذب اجتماع مىكنند و آن اين كه « همه معدومند » ، اما بر صدق اجتماع نخواهند كرد . نقيض هركدام از اين دو ، از نظر صدق و كذب ضد ديگرى است ، يعنى در آن‌صورت از نظر صدق اجتماع نموده ، اما بر كذب جمع نمىشوند . موجبهء محصله در پانزده صورت با موجبهء عدميه بر كذب جمع شده اما بر صدق جمع نمىشود . نقيض اين‌دو نيز در همان پانزده صورت بر صدق جمع شده اما بر كذب اجتماع نمىكنند . اين پانزده صورت عبارتند از صورى كه در لوح اول ذكرى از جاهل و معدوم به ميان نيامده و در لوح دوم صورى كه ذكرى از دانا و معدوم نشده است . سالبهء معدوليه و موجبهء عدميه در چهارده صورت از نظر كذب قابل اجتماع بوده ، اما از نظر صدق جمع نمىشوند . نقيض‌هاى آنان نيز در آن چهارده صورت از نظر صدق قابل اجتماع بوده اما در كذب جمع نخواهند شد . آن چهارده صورت عبارتند از صورى كه در لوح نخستين ذكرى از جاهل نشده و همه دانا يا همه معدوم نيستند و در لوح دوم صورى است كه نامى از دانا در آن نيست و همه جاهل يا همه معدوم نيستند . آن‌چه گفته شد در مورد تك‌تك اين‌دو لوح بود ، اما اگر بخواهيم هردو لوح را با همديگر در نظر بگيريم ، بدين قرار است : هرچه از نظر تحصيل ، عدول يا عدم از يك جنس باشد ، اگر در ايجاب و سلب متفق باشند متداخل و گرنه يا متضاد يا داخل‌تان تحت التضاد خواهند بود . اگر بخواهيم محصله يا معدوليه را بدين‌گونه در نظر بگيريم كه يكى از لوح اول و ديگرى از لوح دوم باشد ، بايد بگوييم : موجبهء محصله با سالبهء معدوليه ، خواه از لوح اول خواه دوم ، در يك صورت بر صدق جمع مىشوند و آن صورتى كه هم دانا باشند . اما در پانزده صورت بر كذب جمع خواهند شد و آن صورى است كه از دانا و معدوم نامى به